سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

671

تاريخ ايران ( فارسى )

مينمودند . ليكن او قبل از اينكه آنها بهم ملحق شوند حيله كرده چنين وانمود كرد كه با كمال بىنظمى فرار مىكند . و بدينوسيله دو اردو را با خود روبرو نموده و هردو را به آسانى عقب نشانيد . بعد باردوى سوم حمله برده شكست فاحشى بوى وارد آورد . او مخصوصا در اين جنگ شهربراز را غافلگير كرده تمامى قشون او را نابود ساخته و اردوى ويرا به تصرف آورد . زمستان را نيز در سالبان « 1 » بسر برد و آن بطوريكه نشان داده شده « وان » كنونى مىباشد . شكست شهر براز در ساراس 625 ميلادى در سال بعد يا در جنگ چهارم هرقل با سپاه خود از ولايت ارزانن گذشته بلاد مارتىروپوليس « 2 » و آمد را تسخير نموده و بعد از سمت غرب بفرات راند و در آنجا حريف ديرين خود شهر براز را ديد كه مهياى كارزار شده و راه عقب نشستن را بر او مسدود ساخته است . ليكن امپراطور تمام نيروى خود را از نهر فرات از گدارى كه يافته عبور داد و به كليكيه رفت كه در آنجا به دريا و خاك روم نزديك‌تر بوده است . شهر براز ويرا تعاقب كرده و جنگ سختى ولى غيرقاطع در ساحل رود ساراس روى داد . وقتى كه شب شد سردار ايران عقب نشست ولى در شجاعت و استقامت امپراطور شرحى است منقول از خود شهربراز كه ما آن را در زير مينويسيم : « آيا امپراطور را مىبينى چگونه در ميدان جنگ يك‌تنه با كمال جلادت مقابل انبوه دشمن ايستاده پيكار مىكند ؟ آيا مىبينى او را كه چگونه مانند سندان در جاى خود استوار و از ضرباتى كه به او ميرسد هيچ پروا نميكند « 3 » ؟ » حقيقتا يك ستايش قابل ملاحظه‌اى است كه از دهان يك دشمن رشيد و دلاورى ربوده شده است . هرقل در زمستان آن سال در كاپادوكيه بسر برد . محاصرهء قسطنطنيه و شكست شاهين براز 626 ميلادى در سال بعد خسرو از اين شكست‌هاى پىدرپى سخت بوحشت افتاده ناچار بيك اقدامات مهمترى دست زد ، او عقد اتحادى با خان آوارها بسته و بعد دو اردو تشكيل داد كه يكى از آنها مراقب

--> ( 1 ) - Salban . ( 2 ) - Martyropolis ( 3 ) - تئوفن صفحه 363 .